موضوع این کتاب چیست ؟
این کتاب به بررسی بازتاب و واکاوی حمایت از حق آزادی بیان در رویۀ کمیسیون و دیوان اروپایی حقوق بشر اختصاص دارد. این دو نهاد، در خلال پرداختن به پروندههای مربوط به ماده 10 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر و آزادیهای بنیادین، حدود و ثغور این حق و اجزای آن را روشن ساختهاند. این کتاب، از دو بخش تحقیق و ترجمه تشکیل شده است. در بخش تحقیق، مترجمان به بیان کلیاتی از آزادی و بایستگیِ بودِ آن برای آدمیان گریزی زدهاند و مفهوم آن در فلسفۀ سیاسی و نگاه برخی ادیان را پی گرفتهاند. نیز بازتابهای حق آزادی بیان در اسناد بینالمللی و منطقهای حقوق بشر، محدودیتهای وارد بر آن، بحث هولوکاست و پیوند آن با آزادی بیان و نیز پیشینه، ساختار و صلاحیتهای دیوان اروپایی حقوق بشر، دیگر حوزههایی است که مترجمان در این بخش به بحث از آنها دست زدهاند.
مخاطب این کتاب چه کسانی هستند؟
این نوشتار صرفاً برای متخصصان حقوق بشری نگاشته نشده است و عموم مردم که دلمشغولیها و دغدغههای بسیارِ دیگری نیز دارند گاه از کتابهای با حجم بالا گریزانند، میتوانند آن را مورد بهرهبرداری قرار دهند.
نظریاتی متفاوت و نگاهی جدید
بیگمان رویۀ دیوان اروپایی حقوق بشر به مثابه یکی از پیشروترین مراجع حقوق بشری جهان، شایستگی مطالعه و نقد در جامعۀ حقوقی کشورمان را دارد و میتواند در راستای آشناسازی حقوقدانان، مسؤولان و دغدغهمندان ایران با دیدگاهها و آرای نخبگان و قضات برجستۀ قاره اروپا به کار آید. این اثر را میتوان به نوعی دانشنامه موجز آرا و نظرات کمیسیون و دیوان اروپایی حقوق بشر در باب آزادی بیان دانست. از این چشمانداز، مطالعۀ انتقادی آن از سوی کارشناسان و دغدغهداران حوزۀ آزادی بیان میتواند راه را برای انجام پژوهشهای ژرفتر در آینده هموار سازد و دستمایه مطالعات تطبیقی قرار گیرد.
قسمتی از کتاب
آزادی! این واژه، این اصطلاح و این مفهوم عجیب ولی دیرآشنا، در درازنای تاریخ، چه جانها که نبخشیده و چه جانها که نستانده است. از سویی، بشر هر گاه آزاد بوده و به آزادگی رسیده، جان گرفته، شکوفا شده و بالیده و هر دم آزادی را به زنجیرش کشیدهاند و انکارش کردهاند، آدمی جان جان، سرکوب گردیده و خمیده است. از سوی دیگر، چه مردان و زنان و چه بزرگان و کریمانی که در هوای آزادی، با سودای آن و برای پاسداریاش و رهانیدن این مایۀ زندگیِ معنوی از چنگال زنجیربافانِ بردهخواهِ ضحاکخوری، جان خوش را فدا ننمودهاند! آری! آزادی هم جان میدهد، هم جان میستاند؛ نخست با بودنش، دیگر بار با نبودنش ....