– موضوع کتاب قدرت موسِّس:
ساختِ قانون اساسی و مجموعه نظام سیاسی- حقوقی منحصراً یک عمل سیاسی است لذا بنیانِ حکومت و قوانین ناشی ازعمل سیاسی مردم است. از نظر مبانی، اراده سیاسی ملت (خالقِ قانون اساسی و حکومت) مطلقاً نمی تواند در چهارچوب ساختارهای سیاسی و قوانین محدود شود بلکه همواره از ظرفیت تبدیل شدن به قدرت موسِّس برخوردار است لذا خالقِ قدرت لزوماً باید از صلاحیت های فراساختاری و فراقانونی برخوردار باشد.
2- مخاطبان کتاب:
پژوهشگران و نیز دانشجویان ارشد و دکتری در رشته های؛ حقوق عمومی، علوم سیاسی، ارتباطات و جامعه شناسی.
3- نظریاتی متفاوت و نگاهی جدید:
این کتاب با رویکردی مدرن، فلسفی و تاریخی به؛ سیاست، حقوق عمومی، قانون اساسی و حکومت تدوین گردیده است. تجربه و تاریخ سیاسی جهان مؤید آن است که رویکرد سیاسی به عملِ ساختِ قانون اساسی و حکومت، مهم ترین مکانیزم تضمین حقوق و آزادی ها است.
4- قسمتی از کتاب:
حقوق اساسی با انسان متولد می شود و بخش تفکیک ناپذیر از فرد است و به همین جهت، اختلاف بنیادین با قانون دارد. قانون اساسی هیچ گاه و در هیچ نقطه ای از جهان، قادر به خوشبختی هیچ ملتی نبوده است زیرا خوشبختی ساختنی و ورزیدنی است. حق ها نمی توانند در قانون محدود شوند لذا سرنوشت یک ملت زنده و پویا نمی تواند در قوانین محصور شود بلکه قوانین شأنی بیش از انعکاس اراده مردم را ندارند و اراده مردم می تواند از طرق مختلف منعکس شود. در یک رویکرد مدرن، اراده سیاسی مردم در هر نسل به عنوان قانون اساسی زنده تلقی می گردد و اعتبار نظام سیاسی منحصراً از طریق جلب رضایت مردم تأمین می شود. ساختارهای سیاسی و حقوقی تنها ابزاری برای تضمین حقوق بشر و انعکاس اراده مردم است و شأن مستقلی از مردم ندارند لذا اراده سیاسی مردم در جایگاه یک بنیانِ بی بدیل است.